طنز کوتاه
مُخبِر زنگ میزنه
مُخبِر زنگ میزنه خونه یارو میگه: آقا شما ماشین دارین؟ میگه: آره. میگه: خب حالا چند کیلو دوغ دارین؟ میگه: چه ربطی داره! میگه: پس از فردا ماشین شما دولتیه!
•خواندن•اشتراک
مهندس میگه: من میتونم یه پل بسازم که ۱۰۰۰ ماشین روش رد بشه. مهندس دیگه میگه: من میتونم یه پل بسازم که ۲۰۰۰ تا رد بشه. یاری وسطش میگه: من میتونم یه پل بسازم که هیچ ماشینی رد نشه! هر دوتا مهندس نگاش میکنن. میگه: میبندمش!
مُخبِر زنگ میزنه خونه یارو میگه: آقا شما ماشین دارین؟ میگه: آره. میگه: خب حالا چند کیلو دوغ دارین؟ میگه: چه ربطی داره! میگه: پس از فردا ماشین شما دولتیه!
دانشجو میگه: استاد من امتحان رو افتادم. استاد میگه: نگران نباش، تو فقط یکی از هزاران نفری هستی که من ناامیدشون کردم!
مریض میگه: دکتر من هر شب خواب گوسفند میبینم. دکتر میگه: خب دارو بده. مریض میگه: چه دارویی؟ دکتر میگه: قرص خواب! تا وقتی بیداری خواب نمیبینی!